17 مرداد 1396
میخواهم مثل تو باشم ? سقای تشنه ? ?سقا صدايش میکردند. به مادر گفته بود: میخوام اونجا سقا باشم. همیشه قبل از خودش به رزمندهها تعارف میکرد. سر سفرهي ناهار و شام هم دنبال پارچهای آب میدوید و وقتوبیوقت به آنها آب تعارف میکرد. میگفت: آب نطلبیده… بیشتر »
نظر دهید »
16 مرداد 1396
منتظر: ❤️تقدیم به همه ی فرزندان شهدا❤️ مراسم عقدشه?? سر سفره عقد نشسته… بغض گلوشو فشار میده…? یاد مراسم های عقد دوستاش میوفته… اینکه همه باباهاشون یه کت شلوار قشنگ پوشیده بودن و تر و تمیز کنار عاقد مینشستن و لبخند زنان دخترشونو نگاه… بیشتر »
16 مرداد 1396
می گفت: چادر یادگار حضرت زهرا(س) است، ایمان یک زن وقتی کامل می شود که حجاب را کامل رعایت کند…??? ?شهید ابراهیم هادی? #مواظبباشیمخونشهداپایمالنشود? بیشتر »
16 مرداد 1396
خادم الشهدا*علی فقیری*: •┈┈•✾•???•✾•┈┈• │ #طنز_جبهه ✍│ اينها ديونه اند يا اجنه ؟!… خرمشهر بوديم ! آشپز وكمك آشپز ، تازه وارد بودند و با شوخي بچه ها ناآشنا . ??آشپز ، سفره رو انداخت وسط سنگر و بعد بشقاب ها رو چيد جلوي بچه ها، رفت نون… بیشتر »
16 مرداد 1396
انتقاد شدید پسر شهید همت از نمایندگان سلفی بگیر ♦️بی شک حرمتی برای خود و نامی که دارم قائلم و میدانم این تصویر در شان صفحهی محمد مهدی همت نیست، اما چه کنم؟ دلم دارد میسوزد، قلبم درد گرفته… خدای را شاکرم که پدرم نیست که این روزها را ببیند…… بیشتر »
16 مرداد 1396
شما بگید قیمت بدن سالم چند ؟؟ ? قبل از نوشتن این متن اجازه بدید از انتشار این تصویر عذرخواهی کنم ، اما بعد خوندن این متن متوجه میشوید که انتشار این عکس نیاز بود ? این روزها هر موقع بحث مدافعان حرم پیش میاد ، عده ای میگن خوب بابا پولش و میگرن ، اون یکی… بیشتر »
16 مرداد 1396
مــادرم …? آن زمان که اسلام و انقلاب به خون احتیاج داشت، تو ثمره ی سالها عمرت را که فرزندی مسلمان بود هدیه کردی. چه خوب امانت داری کردی و چه به موقع امانت را دادی. پس شاد باش و فرزندان دیگرت را هم بده و خود مانند زینب معلم دیگران باش. ? سردار شهید… بیشتر »
16 مرداد 1396
صلوات!: ?حُر انقلاب ?گنده_لات_تهران_بود. ?بعضی از قمار بازای ?بزرگ تهران استخدامش می ڪردند. گنده لات تهران بود و توی ?مشروب فروشی ڪار می ڪرد. هیڪل بزرگی داشت و همه ازش حساب می بردن . میشد بادیگارد? قماربازها… بچه ڪه بوده باباش می میره. خودش می… بیشتر »
15 مرداد 1396
شهيد ستاري به روايت همسر،❣ ?باید با “عمل” خودمان نشانش بدهیم.? ?یک بار با عصبانیت ایستادم بالای سر منصور و نمازش که تمام شد، گفتم «منصور جان، مگه جا قحطیه که میآی میایستی وسط بچهها نماز؟ خُب برو یه اتاق دیگه که منم مجبور نشم کارم رو ول… بیشتر »
15 مرداد 1396
تنها یہ آرزو تو دنیا داشت و… واسہ رسیدݧ بهش خیلے تلاش میڪرد… قبل عقد..?بهم گفت: “حاجتے دارم ڪہ لحظہ جارے شدن خطبه… برام از خدا بخواہ…"? روز عقد…? با فاصلہ از هم نشستیم… اون لحظہ تموم دغدغه م این بود… ڪہ با این… بیشتر »