بیتاب رباب
🇮🇷 بیتاب رباب
🌷 یادوارهی «شهیده سمانه گودرزی»، بانوی بسیجی و پاسدار که در حمله آمریکایی_اسرائیلی به حوزه ١٠۴ رضوان به شهادت رسید.
🔹 «شهیده سمانه گودرزی» بسیجی پاسدار، مادر بارداری که متولد سال ۱۳۶۶ بود و یک دختر و پسر خردسال داشت، یکی از سیزده بانویی است که در ظهر یکشنبه ۱۰ اسفند ماه در حوزه ۱۰۴ رضوان به شهادت رسیده است. ایشان مدرک کارشناسی فلسفه و حكمتهای اسلامی داشت و در سمت نیروی انسانی و جانشین خانم بکایی در حوزه ۱۰۴ رضوان مشغول بودند.
🔸 مادر دلشکستهی ایشان میگوید: «بعد از شنیدن خبر شهادت حضرت آقا، سمانه خیلی بیتاب بود. بعد از میدان انقلاب به خانهی ما آمد. میخواست قبل از حرکت، دخترش فاطمهسادات را بخواباند اما نوهام راضی نمیشد و بهانه میگرفت که باید مامان دستم را بگیرد تا من خوابم ببرد. سمانه دیرش شده بود برای همین بعد از چند دقیقه از من خواست تا دست فاطمهساداتش را بگیرم که بچه از خواب نپرد. یادم نمیرود که جلوی در برگشت و به من گفت: «مامان مراقب بچههام باش!» این جمله را که گفت، خیلی دلشوره گرفتم…»
🔹 آنروز سمانهخانم خیلی دیر به حوزه میرسد؛ حدود ساعت ده صبح! همکارش میگوید: «سمانه رسید و هر کس را که بغل میکرد به شدت میگریست. یادم هست وقتی من را در آغوش گرفت، گفت: خیلی دلم میسوزد که ظالم به نیت خودش رسید. من هم گریه میکردم و او را دلداری میدادم. ساعت حدود ۱۲ بود که من از حوزه خارج شدم. دقایقی بعد در ساعت ۱۲:۱۵ درست در وقت اذان ظهر آنجا را زدند و من رو سیاه از دوستانم جا ماندم. باورتان میشود ۴۸ ساعت بعد از انفجار، نیروهای تفحص بالاخره توانستند تکهای از پیکر این بانویی را که قد و قامت بلندی هم داشت و باردار بود را پیدا کنند؟!
🔸 تصور کنید ۴۸ ساعت دنبال یک تکه از بدن عزیزت باشی… خیلی سخت است! دست آخر به همسر و خواهر ایشان تکهای از استخوان پای سوختهای را دادند که تأیید شد متعلق به خانم سمانه گودرزی است. نمیدانید چه صحنهای بود؟! این خواهر پای نیمهسوخته را به خودش چسبانده بود و ضجه میزد و می گفت: من باید الان نوزاد تو را به قلبم بچسبانم…»
🔹 دوستانش میگویند که خانم گودرزی خیلی به خانم رباب و طفل شش ماههاش ارادت داشته و عکس نوشتهی پروفایلش «بیتاب رباب» بوده. درنهایت هم با طفل شش ماههای که در شکم داشت به دیدار خانم رباب رفت.
✍🏻 مریم حاجیعلی
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh