آیا انسجام ملی میتواند مانع جنگ ایران و آمریکا شود؟
آیا انسجام ملی میتواند مانع جنگ ایران و آمریکا شود؟ | بررسی احتمال درگیری از منظر سیاسی و اجتماعی
در ماههای اخیر، با برجسته شدن مفهوم «انسجام ملی» پس از رویدادهایی مانند راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، این پرسش در فضای عمومی و رسانهای مطرح شده است: آیا تقویت اتحاد ملی میتواند احتمال جنگ بین ایران و آمریکا را کاهش دهد یا برعکس، زمینه تنش را تشدید کند؟
برای پاسخ به این سؤال باید موضوع را در سه سطح بررسی کرد: سطح داخلی (انسجام اجتماعی و مشروعیت)، سطح منطقهای (رقابتهای ژئوپلیتیکی) و سطح بینالمللی (محاسبات قدرتهای بزرگ). در این تحلیل تلاش میکنیم با رویکردی واقعگرایانه و بهدور از هیجان، احتمال درگیری نظامی را بررسی کنیم.
۱) آیا انسجام ملی بازدارنده جنگ است؟
در نظریههای روابط بینالملل، یکی از عوامل بازدارندگی، «ثبات و انسجام داخلی» است. کشوری که از پشتوانه اجتماعی قوی برخوردار باشد، در محاسبات رقیب خارجی، پرهزینهتر ارزیابی میشود. به عبارت دیگر، اگر طرف مقابل تصور کند جامعه یک کشور در برابر تهدید خارجی متحد خواهد شد، احتمال ورود به جنگ کاهش مییابد.
انسجام ملی میتواند سه کارکرد بازدارنده داشته باشد:
افزایش مشروعیت داخلی تصمیمگیریها
تقویت روحیه مقاومت در برابر فشار خارجی
ارسال پیام ثبات به بازیگران بینالمللی
در این چارچوب، هرچه تصویر اتحاد داخلی قویتر باشد، احتمال محاسبه اشتباه طرف مقابل کمتر میشود.
۲) آیا آمریکا تمایلی به جنگ مستقیم با ایران دارد؟
برای پاسخ دقیق، باید به تجربههای تاریخی توجه کرد. طی دهههای گذشته، علیرغم تنشهای شدید، تحریمها و حتی درگیریهای نیابتی، جنگ مستقیم و گسترده میان ایران و آمریکا رخ نداده است. این موضوع نشان میدهد که هر دو طرف هزینههای یک جنگ تمامعیار را بسیار بالا ارزیابی میکنند.
جنگ مستقیم میان دو کشور پیامدهای گستردهای خواهد داشت:
بیثباتی شدید در منطقه خاورمیانه
اختلال در بازار جهانی انرژی
درگیری احتمالی بازیگران منطقهای
هزینههای انسانی و اقتصادی سنگین
در شرایط کنونی، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که استراتژی غالب آمریکا در قبال ایران، «مدیریت تنش» و «فشار کنترلشده» است، نه ورود به جنگ فراگیر.
۳) آیا انسجام داخلی میتواند تنش را تشدید کند؟
از منظر نظریه «معمای امنیت»، گاهی تقویت توان داخلی یا نمایش انسجام میتواند از سوی طرف مقابل بهعنوان نشانهای از آمادگی برای تقابل تعبیر شود. در چنین حالتی، اگر کانالهای دیپلماتیک فعال نباشد، سوءتفاهمها افزایش مییابد.
اما در اغلب موارد، انسجام داخلی بیشتر نقش بازدارنده دارد تا تحریککننده؛ زیرا جنگ معمولاً زمانی محتملتر میشود که طرف مقابل کشور هدف را ضعیف، چندپاره یا ناتوان از واکنش ارزیابی کند.
۴) چه عواملی احتمال جنگ را افزایش میدهد؟
برای تحلیل احتمال جنگ ایران و آمریکا باید به مجموعهای از عوامل توجه کرد:
خطا در محاسبات سیاسی یا نظامی
درگیریهای غیرمستقیم منطقهای که از کنترل خارج شوند
تحولات ناگهانی در پروندههای حساس مانند برنامه هستهای
فشارهای داخلی در هر دو کشور که تصمیمگیران را به سمت موضع سختتر سوق دهد
در مقابل، وجود کانالهای ارتباطی، دیپلماسی فعال و محاسبه هزینه–فایده دقیق، احتمال درگیری مستقیم را کاهش میدهد.
۵) آیا فضای بینالمللی امروز مستعد جنگ بزرگ است؟
نظام بینالملل امروز چندقطبیتر از گذشته شده است. رقابت میان قدرتهای بزرگ مانند آمریکا، چین و روسیه، تمرکز سیاست خارجی واشنگتن را تا حد زیادی به شرق آسیا معطوف کرده است. در چنین شرایطی، ورود به یک جنگ پرهزینه در خاورمیانه ممکن است با اولویتهای راهبردی آمریکا همخوانی نداشته باشد.
از سوی دیگر، اقتصاد جهانی بهشدت به ثبات انرژی وابسته است و هرگونه جنگ گسترده در منطقه میتواند بازارها را دچار شوک کند. همین وابستگی اقتصادی، نوعی بازدارندگی ساختاری ایجاد میکند.
۶) نقش افکار عمومی در جلوگیری از جنگ چیست؟
افکار عمومی در هر دو کشور میتواند نقش مهمی در تصمیمگیریهای کلان داشته باشد. در دنیای امروز، جنگهای پرهزینه بدون حمایت اجتماعی پایدار، بهسختی قابل تداوم هستند.
اگر انسجام ملی در ایران به معنای افزایش مشارکت اجتماعی، اعتماد عمومی و ثبات داخلی باشد، این موضوع میتواند قدرت چانهزنی سیاسی را افزایش دهد و مسیرهای دیپلماتیک را تقویت کند. در آمریکا نیز تجربه جنگهای طولانی در خاورمیانه باعث شده حساسیت افکار عمومی نسبت به ورود به درگیری جدید افزایش یابد.
۷) آیا جنگ ایران و آمریکا محتمل است؟
با در نظر گرفتن همه عوامل، بیشتر تحلیلهای واقعگرایانه نشان میدهد که احتمال جنگ مستقیم و گسترده پایین است، اما تنش کنترلشده همچنان محتمل است.
انسجام ملی بهخودیخود عامل جنگ نیست؛ بلکه میتواند در چارچوب بازدارندگی عمل کند. آنچه خطرناک است، سوءبرداشتها، حوادث پیشبینینشده یا تشدید درگیریهای نیابتی است که ممکن است از کنترل خارج شود.
در سیاست بینالملل، هیچ سناریویی صفر یا صد نیست. اما شواهد تاریخی و محاسبات راهبردی نشان میدهد که هر دو کشور از هزینههای یک جنگ مستقیم آگاهاند و ترجیح میدهند رقابت و فشار را در سطوح پایینتر مدیریت کنند.
انسجام ملی؛ عامل ثبات یا پیشدرآمد تنش؟
انسجام ملی، در معنای تقویت همبستگی اجتماعی و افزایش مشروعیت داخلی، بیشتر نقش بازدارنده دارد تا تحریککننده. کشوری که از ثبات درونی برخوردار باشد، در معادلات امنیتی دست بالاتری دارد و احتمال سوءمحاسبه درباره آن کمتر است.
با این حال، جلوگیری از جنگ تنها به انسجام داخلی وابسته نیست؛ بلکه نیازمند دیپلماسی فعال، مدیریت تنشهای منطقهای و پرهیز از اقدامات تحریکآمیز است.
در مجموع، با توجه به شرایط منطقهای و بینالمللی، جنگ فراگیر میان ایران و آمریکا در کوتاهمدت سناریوی غالب نیست، اما حفظ ثبات و کاهش تنش نیازمند هوشمندی سیاسی، تقویت گفتوگو و مدیریت مسئولانه اختلافات است.