23 شهریور 1396
نقل است که : دهقانی مقداری گندم در دامن لباس پیرمرد فقیری ریخت. پیرمرد شادمان گوشه های دامن را گره زده و میرفت و در راه با پرودرگار خود سخن میگفت : ای گشاینده گره های ناگشوده ، گره از گره های زندگی ما بگشای . . . ?در همین حال ناگهان گره ای از گره هایش… بیشتر »
نظر دهید »
23 شهریور 1396
سعید دربان متوکل، مامور شده بود که شبانه خانه امام هادی (ع) را غارت کند به خانه اش که رسید نردبان گذاشت روی بام خانه رفت ✨توی تاریکی دنبال جای پا می گشت که از بام پایین بیاید امام به اسم صدایش زد صدای مهربان که گفت سعید! تاریک است صبر کن برایت چراغ… بیشتر »
23 شهریور 1396
آهنگری با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ورزید. روزی یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت،از او پرسید: تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیبت می کند، را دوست داشته باشی؟ ?آهنگر گفت وقتی که میخواهم وسیله آهنی بسازم ، یک… بیشتر »
23 شهریور 1396
چادرت را بر سر داری…ولی با نامحرم در ارتباطی… چادرت را بر سر داری…ولی پسر نامحرم مجازی را “داداشی” خطاب میکنی… چادرت را بر سر داری…ولی حریمت را حفظ نکرده…⛔ نپوش دیگر…☝? آری نپوش… چادر مادرم… بیشتر »
23 شهریور 1396
وقتي ردپای خدا را در زندگيام پيدا كردم، ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ میتوانم ﭘﺎﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﮔﻠﻴﻤﻢ ﺩﺭﺍﺯﺗﺮ ﻛﻨﻢ! ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪﻫﺎﻳﻢ ﺍﺯ ﻗﺪ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺑﺎﺷﻨﺪ! حتی ﺁﺭﺯﻭﻫﺎی ﻣﺤﺎﻝ … ﻭﻗﺘﻲ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺩﻋﺎﻫﺎﻳﻢ ﺩﻳﺪﻡ… “ﺗﺮﺱ” ﺑﺮﺍﻳﻢ ﻣﻌﻨﺎﻳﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺟﺎﻳﺶ ﺭﺍ… بیشتر »
23 شهریور 1396
دلت که میگیرد از مخاطب خاصت فراری می شوی از شبکه های اجتماعی… حق داری قبل تر ها که شبیخون این شبکه ها پایه های رابطه ها را نلرزانده بود نامه می نوشتیم به هم تلفن می زدیم بحث می کردیم قهر می کردیم یک رابطه دونفره بود و بس پای دوستان دیگری وسط نبود… بیشتر »
23 شهریور 1396
شهید_چمران خدایا تو مرا در محک امتحان گداختی ، امتحانی سخت و خطرناک که همه ی نیرو هابه کار افتاد ، نه فقط با اعضا و جوارحم وارد معرکه نبرد شدم، بلکه با قلبم و روحم و ایمانم و عشقم و عرفانم ، با همه ی وجود به میدان آدم ، حتی درد و غم و سوز و گداز نیز به… بیشتر »
23 شهریور 1396
|•sraw•|: #تلنگر می گفت تا میام خونه میخوام با مادرم حرف بزنم، میگه بروسراغ درس ومشقت. یه سره سرش تو تلگرامه? برای من وقتی نداره…⏱☝️ ۱۵ سالش بود ، دوست پسر داشت… میگفت بابامم اینقدر غرق کاره که ماها فقط جنازه شو می بینیم شبا?☝️ میگفت… بیشتر »
23 شهریور 1396
?خلوت! ?همان دامی كه حضرت يوسف عليهالسّلام در آن گرفتار شد و تنها كاری كه میتوانست انجام دهد، گريختن بود… و خدا درهای رحمتش را به روی او يكی پس از ديگری باز كرد و رهايی اش بخشيد. چه خلوتی دنجتر از فضای مجازی؟ خلوتی كه در آن حتّی شرم نگاههايمان… بیشتر »
23 شهریور 1396
آرامش عمیق ▫️آرامش به این نیست که #گناهان گذشته را فراموش کنی و یا به مرگ و مجازات آینده فکر نکنی. #غفلت از گذشته و آینده تنها یک آرامش سطحی و کاذب میآورد. آرامش عمیق و #واقعی در این است که درباره گذشته و آینده ات بارها با خدا #حرف بزنی و #مناجات کنی.… بیشتر »