نورفشان
انوار مهدوی
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


اسفند 1396
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      




خدا را شاکرم که توفیق طلبگی به بنده حقیر عنایت فرموده. ... امیدوارم حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف دستگیرم در انجام رسالت طلبگی باشد و پیش حضرتش سر بلند شوم...



جستجو





  فتگوی حضرت امیرالمومنین(ع) با پیامبر اکرم(ص) هنگام دفن پیکر مطهر حضرت فاطمه زهرا(س)   ...

کانال خبری رجانیوز:
◾️گفتگوی حضرت امیرالمومنین(ع) با پیامبر اکرم(ص) هنگام دفن پیکر مطهر حضرت فاطمه زهرا(س)

رُوِيَ عَنْهُ اءَنَّهُ قالَهُ عِنْدَ دَفْنِ سَيِّدَةِ النِّساءِ فَاطِمَةَع كَالْمُناجِي بِهِ رَسُولَ اللَّهِ ص عِنْدَ قَبْرِهِ:

السَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّي وَ عَنِ ابْنَتِكَ النَّازِلَةِ فِي جِوارِكَ، وَالسَّرِيعَةِ اللَّحاقِ بِكَ، قَلَّ يا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي، وَرَقَّ عَنْها تَجَلُّدِي، إِلا اءَنَّ لِي فِي التَّاءَسِّي بِعَظِيمِ فُرْقَتِكَ، وَ فادِحِ مُصِيبَتِكَ مَوْضِعَ تَعَزِّ، فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِي مَلْحُودَةِ قَبْرِكَ، وَفاضَتْ بَيْنَ نَحْرِي وَ صَدْرِي نَفْسُكَ. 

إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُونَ، فَلَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ، وَ اءُخِذَتِ الرَّهِينَةُ. اءَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ، وَ اءَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ إِلَى اءَنْ يَخْتارَ اللَّهُ لِي دارَكَ الَّتِي اءَنْتَ بِها مُقِيمٌ، وَ سَتُنَبِّئُكَ ابْنَتُكَ بِتَضافُرِ اءُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِها، فَاءَحْفِها السُّؤ الَ، وَاسْتَخْبِرْها الْحالَ؛ هذا وَ لَمْ يَطُلِ الْعَهْدُ، وَ لَمْ يَخْلُ مِنْكَ الذِّكْرُ. 

وَالسَّلامُ عَلَيْكُمَا سَلامَ مُوَدِّعٍ لا قالٍ وَ لا سَئِمٍ، فَإ نْ اءَنْصَرِفْ فَلا عَنْ مَلالَةٍ، وَ إِنْ اءُقِمْ فَلا عَنْ سُوءِ ظَنِّ بِما وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِينَ

امام علی علیه‌السلام هنگام دفن حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها چنین با پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله درد دل کردند:

سلام بر تو اى رسول خدا(ص)، سلامى از طرف من و دخترت كه هم اكنون در جوارت فرود آمده و شتابان به شما رسيده است.

اى پيامبر خدا، صبر و بردبارى من با از دست دادن فاطمه(ع) كم شده، و توان خويشتندارى ندارم اما براى من كه سختى جدايى تو را ديده، و سنگينى مصيبت تو را كشيدم، شكيبايى ممكن است، اين من بودم كه با دست خود تو را در ميان قبر نهادم، و هنگام رحلت جان گرامى تو ميان سينه و گردنم پرواز كرد. 

همه ما از خداييم و به خدا باز مى گرديم. پس امانتى كه به من سپرده بودى برگردانده شد، و به صاحبش رسيد.
از اين پس اندوه من جاودانه، و شبهايم، شب زنده دارى است، تا آن روز كه خدا خانه زندگى تو را براى من برگزيند.

به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند، از فاطمه(ع) بپرس، و احوال اندوهناك ما را از او خبر گير، كه هنوز روزگارى سپرى نشده، و ياد تو فراموش نگشته است.

سلام من به هر دوى شما، سلام وداع كننده اى كه از روى خشنودى يا خسته دلى سلامى نمى كند، اگر از خدمت تو باز مى گردم از روى خستگى نيست، و اگر در كنار قبرت مى نشينم از بدگمانى بدانچه خدا صابران را وعده داده نمى باشد.

📚 نهج‌البلاغه خطبه۱۹۳

✅ @Rajanews_com

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فاطمیه  لینک ثابت



[چهارشنبه 1396-12-02] [ 10:15:00 ق.ظ ]





  فتگوی حضرت امیرالمومنین(ع) با پیامبر اکرم(ص) هنگام دفن پیکر مطهر حضرت فاطمه زهرا(س)   ...

کانال خبری رجانیوز:
◾️گفتگوی حضرت امیرالمومنین(ع) با پیامبر اکرم(ص) هنگام دفن پیکر مطهر حضرت فاطمه زهرا(س)

رُوِيَ عَنْهُ اءَنَّهُ قالَهُ عِنْدَ دَفْنِ سَيِّدَةِ النِّساءِ فَاطِمَةَع كَالْمُناجِي بِهِ رَسُولَ اللَّهِ ص عِنْدَ قَبْرِهِ:

السَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّي وَ عَنِ ابْنَتِكَ النَّازِلَةِ فِي جِوارِكَ، وَالسَّرِيعَةِ اللَّحاقِ بِكَ، قَلَّ يا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي، وَرَقَّ عَنْها تَجَلُّدِي، إِلا اءَنَّ لِي فِي التَّاءَسِّي بِعَظِيمِ فُرْقَتِكَ، وَ فادِحِ مُصِيبَتِكَ مَوْضِعَ تَعَزِّ، فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِي مَلْحُودَةِ قَبْرِكَ، وَفاضَتْ بَيْنَ نَحْرِي وَ صَدْرِي نَفْسُكَ. 

إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُونَ، فَلَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ، وَ اءُخِذَتِ الرَّهِينَةُ. اءَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ، وَ اءَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ إِلَى اءَنْ يَخْتارَ اللَّهُ لِي دارَكَ الَّتِي اءَنْتَ بِها مُقِيمٌ، وَ سَتُنَبِّئُكَ ابْنَتُكَ بِتَضافُرِ اءُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِها، فَاءَحْفِها السُّؤ الَ، وَاسْتَخْبِرْها الْحالَ؛ هذا وَ لَمْ يَطُلِ الْعَهْدُ، وَ لَمْ يَخْلُ مِنْكَ الذِّكْرُ. 

وَالسَّلامُ عَلَيْكُمَا سَلامَ مُوَدِّعٍ لا قالٍ وَ لا سَئِمٍ، فَإ نْ اءَنْصَرِفْ فَلا عَنْ مَلالَةٍ، وَ إِنْ اءُقِمْ فَلا عَنْ سُوءِ ظَنِّ بِما وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِينَ

امام علی علیه‌السلام هنگام دفن حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها چنین با پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله درد دل کردند:

سلام بر تو اى رسول خدا(ص)، سلامى از طرف من و دخترت كه هم اكنون در جوارت فرود آمده و شتابان به شما رسيده است.

اى پيامبر خدا، صبر و بردبارى من با از دست دادن فاطمه(ع) كم شده، و توان خويشتندارى ندارم اما براى من كه سختى جدايى تو را ديده، و سنگينى مصيبت تو را كشيدم، شكيبايى ممكن است، اين من بودم كه با دست خود تو را در ميان قبر نهادم، و هنگام رحلت جان گرامى تو ميان سينه و گردنم پرواز كرد. 

همه ما از خداييم و به خدا باز مى گرديم. پس امانتى كه به من سپرده بودى برگردانده شد، و به صاحبش رسيد.
از اين پس اندوه من جاودانه، و شبهايم، شب زنده دارى است، تا آن روز كه خدا خانه زندگى تو را براى من برگزيند.

به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند، از فاطمه(ع) بپرس، و احوال اندوهناك ما را از او خبر گير، كه هنوز روزگارى سپرى نشده، و ياد تو فراموش نگشته است.

سلام من به هر دوى شما، سلام وداع كننده اى كه از روى خشنودى يا خسته دلى سلامى نمى كند، اگر از خدمت تو باز مى گردم از روى خستگى نيست، و اگر در كنار قبرت مى نشينم از بدگمانى بدانچه خدا صابران را وعده داده نمى باشد.

📚 نهج‌البلاغه خطبه۱۹۳

✅ @Rajanews_com

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فاطمیه  لینک ثابت



 [ 10:15:00 ق.ظ ]





  دوازده دليل بر امامت بلا فصل على بن أبي طالب على (عليه السلام)   ...

دوازده دليل بر امامت بلا فصل على بن أبي طالب  على (عليه السلام)

دلیل اول:عصمت و نص مختص به على (عليه السلام) است

دلیل دوم: در موارد متعدد از پيامبر اكرم (ص)نص صريح بر امامت و خلافت بلا فصل على (عليه السلام) وارد شده است

دلیل سوم: آيه 55 سوره مائده:«إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»

دلیل چهارم: حديث شريف و متواتر غدير خم

دلیل پنجم: حديث شريف منزلت

دلیل ششم: است استخلاف(جانشینی) پیامبر در مدينه

دلیل هفتم: طبق نقل شيعه و سنى پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلم) فرموده: «يا على انت اخى و وصيى و خليفتى من بعدى و قاضى دينى» .

دليل هشتم: به اجماع مسلمين، على (عليه السلام) بعد از پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلم) از همه افراد امت اسلامى از هر جهت و كمالى افضل بود

دليل نهم: على (عليه السلام) مدّعى امامت بوده و معجزاتى هم بدست او ظاهر گرديده است  

دلیل دهم: غير از على (عليه السلام) هيچ‏كدام از كسانى كه در حقشان ادعاى امامت شده از قبيل ابو بكر و عباس لايق مقام امامت نبودند بدليل اينكه قبل از ظهور و بعثت پيامبر اكرم كافر بودند

دليل يازدهم: دلیل دیگر بر امامت بلافصل امام علی(ع)آیه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ.»

دليل دوازدهم: آیه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» دلیلی بر امامت و خلافت بلافصل امام علی(ع) است.

 

سؤال: خليفه بلا فصل پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلم) كيست؟

جواب: به عقيده شیعه امامیه على بن أبي طالب (عليه السلام) است و بر اين مدّعا در كتاب كشف المراد حدود دوازده دليل اقامه شده است.

دليل اوّل: عصمت و نص مختص به على (عليه السلام) است بدليل اينكه امت اسلامى دو گروه شدند:

1- گروهى عصمت و نص را شرط ندانستند همانند اهل سنت.

2- و گروهى شرط دانستد همانند اماميه.

استدلال گروه اول ابطال است پس قول حق به گروه دوم منحصر مى‏شود؛ هر كسى كه عصمت و نص را معتبر مى‏داند مى‏گويد: امام پس از پيامبر على (عليه السلام) است چون غير از على (عليه السلام) به اجماع مسلمين كسى معصوم و منصوص  بعد ازپيامبر نبود. پس خليفه بر حق و بلا فصل پيامبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلم) على بن أبي طالب (ع)قهرمان ميدان ارزشهاى والاى الهى انسانى است.      شرح كشف المراد، ص: 428

دليل دوّم: در موارد متعدد از پيامبر اكرم (ص)نص صريح بر امامت و خلافت بلا فصل على (عليه السلام) وارد شده كه در نزد اماميه اين نصوص در حدّ تواتر نقل مى‏شود و در نزد عامه و لو متواتر نباشد ولى در حدّ و فور نقل شده اينك برخى از آن نصوص را كه هر كدام به مناسبتى بيان شده ذكر مى‏كنيم:

الف: هنگامى كه اين آيه نازل شد: «وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ» پيامبر اكرم به على (عليه السلام) يا به ابو طالب فرمود طعامى آماده ساخته و فرزندان عبد المطلب را دعوت كنند، آنگاه در آن مجلس فرمود: كداميك از شما وزير و معين من مى‏شويد تا او برادر من و جانشين من و وصى من پس از من باشد؟ على (عليه السلام) فرمود: من با تو بيعت مى‏كنم و وزارت را از ناحيه تو مى‏پذيرم؛ حضرت (صلّى اللّه عليه و آله و سلم) فرمود: اين «على(ع)» برادر من و وصى من و خليفه من بعد از من و وارث من است پس بر شما لازم است كه سخن او را گوش فرا داده و از او اطاعت كنيد «ملاحظه مى‏كنيد كه از همان آغاز بعثت مسأله خلافت و جانشينى پيامبر بطور جدى مطرح بوده است».

ب: پيامبر بارها مى‏فرمود: اى على تو برادر من و وصى من و خليفه من بعد از من و قضاوت كننده در دين من هستى.

ج: هنگامى كه پيامبر(ص) در روز دوازدهم ذيحجه ميان مسلمين عقد اخوت برقرار كرد و مسلمين را دو بدو با هم برادر ساخت على (عليه السلام) عرض كرد: يا رسول اللّه همه مسلمين را با هم برادر ساختى ولى من با چه كسى عقد اخوت برقرار كنم؟ حضرت (صلّى اللّه عليه و آله و سلم) فرمود: اى على آيا دوست ندارى كه برادر من و خليفه من بعد از من باشى؟ سپس حضرت (صلّى اللّه عليه و آله و سلم) خود با على (عليه السلام) عقد اخوت و برادرى برقرارساخت [ملاحظه مى‏كنيد كه از هر فرصتى در راه هدف استفاده مى‏شود و نكته جالب اينكه نمى‏گويد: انت خليفتى بلكه مى‏گويد: انت خليفتى من بعدى تا جلو هر نوع شبهه‏اى گرفته شود].                        شرح كشف المراد، ص: 429

د: پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلم) به مسلمانان فرمان داد كه به على (عليه السلام) به عنوان امير المؤمنين و فرمانده مؤمنان سلام دهند و فرموده: يا على تو سيد و آقاى مسلمين و پيشواى متقين و جلودار سفيد چهرگان قيامتى.

ه: پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلم) فرمود: اين «على» ولى و سرپرست هر مرد و زن مؤمنى است.

دليل سوّم: سومين دليل بر امامت على (عليه السلام) عبارتست از آيه 55 سوره مائده:

«إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ» استدلال به اين آيه متوقف است به ذكر سه مقدّمه:

1- كلمه انّما در صدر آيه مفيد حصر است و معنايش آنست كه منحصرا خدا و رسول خدا و مؤمنينى كه داراى صفات مذكوره در آيه هستند ولىّ شما مى‏باشند و دليل بر افاده حصر هم از نقل و هم از عقل است.

امّا از نقل: علماء ادبيات عرب اجماع دارند بر اينكه انّما مفيد حصر است منتهى خيلى‏ها مى‏گويند افاده حصر بالمفهوم است و بعضى مى‏گويند بالمنطوق است آنگونه كه در اصول بيان شده است.

و امّا از عقل: كلمه انمّا در اصل دو كلمه است يكى «انّ» كه دالّ بر اثبات‏ و معناى اثباتى دارد و ديگرى «ما» كه معناى نفيى دارد آنگاه پس از تركيب شك مى‏كنيم كه آيا بازهم به همان معنى قبلى باقى است يا خير، بقاء آن را استصحاب مى‏كنيم [البته استصحاب عند القدماء دليل عقلى بوده‏] آنگاه چند صورت متصور است:                        شرح كشف المراد، ص: 430

الف: هر كدام از دو لفظ «انّ و ما » بر يك معنا حمل شوند يعنى هر دو اثباتى باشند يا هر دو نفيى اين احتمال صحيح نيست.

ب: بخش اثباتى را حمل كنيم بر كسانى كه در آيه مذكور نيستند و بخش سلبى را حمل كنيم بر مذكورين در آيه و معناى آيه اين باشد كه غير خدا و رسول و دارنده اوصاف مذكوره در آيه ولىّ شما هستند ولى خدا و رسول و واجدين آن اوصاف ولى شما نيستند اين معنا را احدى نگفته است.

ج: به عكس فرض قبل عمل كنيم يعنى بخش اثباتى را حمل كنيم بر مذكورين در آيه و بخش سلبى را بر غير مذكورين كه معناى آيه اين است كه «خدا و رسول و دارندگان آن وصف ولى شما هستند ولى غير از اينها ولى شما نيستند و معناى حصر هم همين است.

2- كلمه ولى در آيه به معناى اولى به تصرف بودن است يعنى خدا و رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلم) و واجدين آن اوصاف از خود شما نسبت به مال و جان شما سزاوارترند و اولى به تصرفند و دليل بر اين معنا همانا استعمالات اهل لغت است عرب مى‏گويد: «السلطان ولى من لا ولى له» يعنى سرپرست و يا مى‏گويد: «ولى الدم» يعنى كسى كه اولويّت دارد به اين مقتول و مسئول است و سرپرستى دارد و يا ولىّ ميت به همين معنا است

3- مراد از الذين آمنوا … همه مؤمنين نيستند بلكه با دو دلیل، بعض المؤمنين‏ هستند.

                        شرح كشف المراد، ص: 431

اوّلا: آيه مؤمنين را متصف نموده به اوصافى كه مختص به برخى از آنها نه همه آنها است و آن عبارتست از اقامه «صلاة و ايتاء زكاة» در حالت ركوع.

 ثانيا: اگر مراد جميع مؤمنين باشند لازم مى‏آيد اتحاد ولى و مولّى عليه كه هر مؤمنى هم خود ولى باشد و هم مولى عليه و احدى بدان ملتزم نشده با حفظ اين مقدمات مى‏گوئيم:

مراد به اين آيه شريفه وجود مبارك على (عليه السلام) به سه دليل است:

1- بالاجماع و بالاتفاق هر كسى كه گفته مراد از آيه بعضی مؤمنين است منظور حضرت على(ع) است پس اگر ما آيه را بر غير على (عليه السلام) حمل كنيم  خلاف اجماع نموده‏ که جايز نيست.

2- على (عليه السلام) هم جزء مؤمنين است آنگاه از دو حال خارج نيست يا على (عليه السلام) تمام مقصود از آيه است و يا بعض از مقصودين به آيه است؛ احتمال دوّم باطل است كه على بعضی از مراد باشد و ديگران هم مقصود به آيه باشند زيرا در آيه اوصافى ذكر شده كه تعميم ندارد پس احتمال اوّل معين مى‏شود كه مراد اينست كه على (عليه السلام) كلّ مراد آيه است.

3- شأن نزول آيه دليل بر اينست كه مراد على (عليه السلام) است زيرا كه مفسرين اجماع كرده‏اند بر اينكه مراد حضرت على (عليه السلام) است كه وقتى در حال ركوع انگشترى را به سائل داد اين آيه در حق او نازل شد و در اين امر ميان مفسرين اختلافى نيست.

پس منحصرا ولى و سرپرست شما خداوند و رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلم) و على (عليه السلام) مى‏باشند نه ديگران.                                                           شرح كشف المراد، ص: 432

 

دليل چهارم: دليل ديگر بر امامت بلا فصل على (عليه السلام) حديث شريف و متواتر غدير خم است: شيعه و سنى در حد تواتر نقل كرده‏اند كه وقتى حضرت رسول (صلّى اللّه عليه و آله و سلم) از حجة الوداع بر مى‏گشت به سرزمينى رسيد كه محلّ جدائى نقاط مختلف و سر چهار راهى بود بنام غدير خم و آن روز روز هيجدهم ذيحجه بود، آيه آمد: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» پيامبر فرمان داد همه توقف كنند و آنها كه از جلو رفته‏اند بازگردند و آنها كه عقب مانده‏اند برسند سپس فرمان داد منبرى از جهاز شتران بسازند آنگاه كه زمينه فراهم شد به هنگام ظهر بر بالاى منبر رفته و براى مردم خطبه خواند آنگاه على (عليه السلام) را طلبيده دست على(ع) را گرفت و بالا برد بگونه‏اى كه سفيدى زير بغل پيامبر و على (عليهما السلام) نمايان شد، بعد فرمود: «أيها الناس الست اولى بكم من انفسكم؟» يعنى آيا من اولى به تصرف نيستم نسبت به شما حتى از جان خودتان؟ آيا من صاحب اختيار شما نيستم؟ همه گفتند:

بلى يا رسول اللّه يعنى چرا، تو صاحب اختيار مائى، بعد فرمود: «فمن كنت مولاه فهذا على مولاه اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله» يعنى آگاه باشيد هر كه من مولاى اويم [صاحب اختيار] اين على مولاى او است [سرپرست او است‏] سپس دعا فرمود: بار الها دوست بدار كسى را كه على(ع) را دوست بدارد و دشمن بدار كسى را كه با على(ع) دشمنى كند و يارى كن كسى را كه على را يارى كند و خوار كن كسى را كه على را خوار كند و اين جمله را سه بار تكرار نمود.

كيفيت استدلال: كلمه مولى در كلام عرب به معانى متعددى آمده از جمله: همسايه، آزادكننده و معتق، حليف‏ و هم قسم، پسر عمو هم  سرپرست و صاحب اختيار و اولى به تصرف هم آمده كه مشهورترين معنا همين است حال به عقيده شيعه كلمه مولى به معناى اولى به تصرف بودن است نه معانى ديگر و شواهدى بر آن داريم: شرح كشف المراد، ص: 433

1- صدر حديث قرينه است چون فرمود: الست اولى بكم؟ و اين اولى به معناى اولويت در تصرف است.

2- در ميان اهل لغت و استعمالات عرب هم مكرر مولى به همين معنا آمده است؛  به عنوان مثال در آيه مى‏فرمايد «النار مولاهم» يعنى النار اولى بهم و يا عرب مى‏گويد: «مولى العبد» يعنى كسى كه صاحب اختيار عبد است و از همه كس اولى به تدبير عبد و تصرف در عبد است.

3- معانى ديگر مولى در مقام صدور حديث مراد نيستند چون عقلائى نيست كه پيامبر در آن هواى داغ و سوزان مردم را نگاهداشته و به آنان بگويد:هر كس من همسايه اويم اين على همسايه او است يا هر كه من معتق اويم اين على معتق او است و … اينها خنده‏دار است.

4- بالاخره از دو حال خارج نيست يا اولى به تصرف بودن در حديث تمام مراد است و يا بعض مراد است كه بعض ديگر هم معانى ديگراست امّا اينكه همه معانى مراد باشند مستلزم استعمال لفظ مشترك در اكثر از معناى واحد است و محال است پس بعض، مراد است و از بعض هم تنها معنائى كه ظاهرتر از همه باشد همين اولويت در تصرف است پس حمل بر معانى ديگر وجهى ندارد و قرينه‏اى بر آن نيست.

دليل پنجم: دليل ديگر بر امامت بلا فصل على (عليه السلام) حديث شريف منزلت است كه شيعه و سنى به تواتر آن را از پيامبر(ع) نقل كرده‏اند ولى‏ در كيفيت دلالت آن بر مطلوب اختلاف دارند و حديث اينست كه حضرت (صلّى اللّه عليه و آله و سلم) فرمود: «انت منى بمنزلة هارون من موسى الّا انه لا نبى بعدى.»                                                                                                  شرح كشف المراد، ص: 434

كيفيت استدلال: كلمه منزلت خود اسم جنس است و مفيد عموم است يعنى جميع منازلى كه هارون نسبت به حضرت موسى(ع) داشت تو يا على(ع) نسبت به من دارى؛ ولی به ما بعد هم اضافه شده و بقول اصوليين، مفرد مضاف يا اسم جنس مضاف مفيد عموميت است يعنى جميع منازل و دليل بر عموميت هم صحت استثناء است كه در حديث آمده «الّا انه لا نبى بعدى» يعنى تنها منزلتى را كه تو ندارى اينست كه پس از من پيامبرى نيست حال اينجا چند صورت متصور است:

1- منظور حديث يك منزلت از منازل هارون نسبت به  حضرت موسى باشد اين باطل است چون استثناء دليل بر كثرت و عموميت است و از منزلت واحده استثناء معقول نيست.

2- منظور حديث چندين منزلت باشد ولى به صورت مجمل و مبهم كه آن بعض منازل كدامند بيان نكرده است؛ اينهم باطل است چون با كلام حكيم سازگار نيست كه بگويد بعض منازل ثابت است مگر نبوت و آن بعض را بيان نكند و مبهم بگذارد بلكه خطاب حكيم بايد راهگشا باشد.

3- منظور حديث همه منازل هارون نسبت به حضرت موسى باشد و «هذا هو الحق و الاستثناء دليله» زيرا كه استثناء هميشه از عموم و كليت است مثل اينكه بگويد صد نفر آمدند مگر دو نفر يا بگويد: «لزيد على مائة درهم الّا عشرة دنانير» و … و وقتى اين معنا صحيح شد مى‏گوئيم: از جمله منازل هارون نسبت به حضرت موسى خلافت بود كه اين منزلت هم براى على (عليه السلام) ثابت است منتهى هارون قبل از حضرت موسى مرد و خلافت بعد از موسى براى او فعليت نيافت‏.                                                          شرح كشف المراد، ص: 435

بر خلاف على (عليه السلام) نسبت به رسول اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلم).

دليل ششم: استخلاف در مدينه: ظاهرا در غزوه تبوك بود كه پيامبر خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلم) على را به عنوان خليفه خود در مدينه گذاشت و خود به جبهه رفت منافقين بلافاصله دست بكار شده و گفتند: پيامبر على(ع) را در مدينه گذاشت تا سرپرستى كودكان و زنان را عهده‏دار باشد معلوم مى‏شود شركت على(ع) را در جبهه دوست ندارد و … اين خبرهاى فتنه‏انگيز بگوش مولى على (عليه السلام) رسيد بلافاصله به حضور پيامبر شرفياب شده عرضه داشت يا رسول اللّه منافقين مى‏پندارند كه تو مرا در مدينه گذاشتى از باب اينكه خوش نداشتنى من در جبهه باشم و حضور من بر تو گران بود و … .

حضرت (صلّى اللّه عليه و آله و سلم) فرمود: يا على منافقين دروغ مى‏گويند من تو را جانشين خودم كردم در تمام امورى كه خودم متصدى آنها بودم تا تو در نبود من آنها را انجام دهى و چيزى زمين نماند سپس فرمود: برگرد و جانشين من در مدينه باش، سپس فرمود: يا على آيا خوش ندارى كه تو از من به منزله هارون از موسى باشى با اين تفاوت كه پيامبرى پس از من نيست.

كيفيت استدلال: على(ع) در آن وقت خليفه پيامبر در مدينه شد و از آن پس هم پيامبر تا زنده بود على(ع) را از خلافت بر مدينه عزل نكرد پس ولايت حضرت بر اهل مدينه استمرار يافت و غير على(ع) كسى بر مدينه حاكم نيست و وقتى كه خلافت ديگران از مدينه منتفى شد از جاهاى ديگر هم منتفى مى‏شود چون اجماع قائم است كه هر كسى حاكم بود در مدينه هم او حاكم است. پس خلافة  امام على (عليه السلام) ثابت شد.

اشكال: پيامبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلم) غير از على (عليه السلام) كسان ديگرى را هم در زمان حيات خويش در مدينه و جاهاى ديگر خليفه خود تعيين كرده بود و در عين حال به عقيده شما شيعيان آنها امام و خليفه بعد از رسول (صلّى اللّه عليه و آله و سلم) نيستند پس على(ع) هم عطف بر آنها باشد.

جواب: نسبت به ديگران برخى را خود رسول (صلّى اللّه عليه و آله و سلم) در زمان خويش عزل كرد و بعض ديگر هم كه عزل نشدند احدى از شيعه و سنى قائل به امامت آنها نشده به غير از على (عليه السلام) پس حساب على از حساب ديگران جدا است.                                                                شرح كشف المراد، ص: 436

دليل هفتم: طبق نقل شيعه و سنى پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلم) فرموده: «يا على انت اخى و وصيى و خليفتى من بعدى و قاضى دينى» يعنى اى على تو برادر من و وصيى من و خليفه من پس از من و قاضى دين من هستى كه در متن حديث بر ولايت و امامت على (عليه السلام) بعد از پيامبر تصريح شده است.

دليل هشتم: به اجماع مسلمين، على (عليه السلام) بعد از پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلم) از همه افراد امت اسلامى از هر جهت و كمالى افضل بود و به حكم عقل و نقل هر كسى افضل الناس بود او شایسته ترین از مردم به امامت و خلافت بوده و او امام است پس على (عليه السلام) امام است.            شرح كشف المراد، ص: 437

دليل نهم: على (عليه السلام) مدّعى امامت بوده و معجزاتى هم بدست او ظاهر گرديده است  و هر كسى داراى اين دو خصوصيت باشد پس او امام و جانشين پيامبر است  پس على بن أبي طالب وصى و خليفه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلم) است.  استدلال دو بخش دارد:

1- على (عليه السلام) مدّعى امامت بوده: اين امر از متواترات تاريخ است و بر كسى پوشيده نيست كه آن حضرت مدّعى امامت پس از رسول اللّه بوده و بهترين شاهد مطلب خطبه جانسوز شقشقيه است كه با اين جمله شروع مى‏شود: اما و اللّه لقد تقمصها ابن ابى قحافه …

2- معجزاتى هم بدست  امام علی(عليه السلام) به ظهور پيوسته است: اين قسمت نيز شواهد بسيارى دارد كه به برخى اشاره مى‏كنيم:

1- در ميان همه مسلمين در حد تواتر نقل شده كه حضرت در قضيه جنگ خيبر در قلعه را از جاى كند و بدور انداخت درحالى‏كه هفتاد انسان تنومند و قوى از جابجائى آن ناتوان بودند و خود فرموده: «و اللّه ما قلعت باب خيبر و قذفت به اربعين ذراعا لم تحس به اعضائى بقوة جسدية و لا حركة غذائيه و لكن ايدت بقوة ملكوتيه و نفس بنور ربها مضيئه. «بشارة المصطفى لشيعة المرتضى».

2- روزى از روزها حضرتش بر منبر مسجد كوفه براى مردمان خطبه مى‏خواند ناگهان اژدها اى وارد مسجد شد و مردمان هجوم آوردند تا او را بكشند امام فرمود راهش دهيد راه دادند آمد از منبر بالا رفت و در گوش مولى على(ع)‏ چيزى گفت و حضرتش به زبان وى جواب داد و اژدها از مسجد بيرون رفت و غايب شد آنگاه حضرت براى رفع تعجّب ديگران فرمود او از فرمانروايان جن بود كه مسئله‏اى برايش پيش آمده بود از من پرسيد و من جوابش دادم و رفت [شگفتا از اين منطق كه با پرنده و درنده و گزنده و جن و انسان آشنا است‏].

3- هنگامى كه حضرت با لشكريان متوجه صفين بود تشنگى بر خود لشكر و حيوانات آنها غلبه نمود حضرت ديرى را ديد و از راهب آب طلب كرد راهب گفت از اينجا تا آب سه فرسخ راهست و در هر يك ماه از براى من اندكى آب مى‏آورند اگر به شما دهم خود تلف مى‏شوم، حضرت (عليه السلام) از راه بدر رفته اطراف را ملاحظه نمود و زمينى را نشان داد كه بكنند چون كندند سنگ عظيمى پيدا شد، فرمود سنگ را برداريد و آب بخوريد خلق كثير بر آن جمع شدند كه سنگ را حركت دهند نتوانستند سيصد كس بودند و عدد لشكريان نود هزار چون همه عاجز آمدند خود از اسب فرود آمده به سر پنجه خيبرگشا آن سنگ را حركت داده برداشت و بدور افكند از زير آن چشمه آبى پيدا شد كه آبش از عسل شيرين‏تر و از يخ سردتر و از برف سفيدتر بود تمام لشكر آب خوردند و حيوانات را آب دادند و مشگها را پر كردند و باز امر نمود كه سنگ را بجاى خود نهند و چون مقدور لشكر نبود خود به نفس نفيس متوجه شده و سنگ را بجاى خود نهاد و خاك بر آن ريختند و چون از صفين مراجعت نمودند يارانى كه همراه بودند هر چند تفحص كردند آن را نيافتند و راهب از دير فرود آمد پرسيد كه اين شخص نبى است گفتند نه وصى نبى است پس به خدمت حضرت شتافته و مسلمان شد و گفت از پدران به ما رسيده بود كه در حوالى اين دير آبيست و از آن نشان ندهد مگر نبى يا وصى نبى و پدر من در آرزوى ديدن اين سرور مدتها دراين دير بسر برده و اين دولت نصيب من شد پس به خدمت‏

آن حضرت به صفين رفت و شهادت يافت. «منقول از حديقه الشيعة ص 190».     شرح كشف المراد، ص: 439

4- هنگامى كه پيامبر خدا براى غزوه بنى المصطلق حركت كرد جنيان خواستند به او آسيب رسانند على بن أبي طالب (عليه السلام) با آنها به جنگ برخاسته و گروههاى زيادى از آنان را هلاك ساخت.

5- خورشيد براى حضرتش دو بار برگشت همانگونه كه براى يوشع بن نون برگشت.

هر كسى چنين باشد او امام است و صادق زيرا اگر كاذب بود خداوند بدست او معجزه ظاهر نمى‏كرد تا القاء در هلاكت محقق نشود؛    پس على (عليه السلام) امام پس از پيامبر است.

دليل دهم: غير از على (عليه السلام) هيچ‏كدام از كسانى كه در حقشان ادعاى امامت شده از قبيل ابو بكر و عباس لايق مقام امامت نبودند بدليل اينكه قبل از ظهور و بعثت پيامبر اكرم كافر بودند و هر كافرى ظالم به نفس خويش و هر ظالمى به مقام امامت نرسد چون قرآن فرموده: لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ و مراد از عهد به قرينه صدر آيه امامت است چون خداوند به ابراهيم فرمود: إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً وى پرسيد: و من ذريتى؟

خطاب آمد كه عهد من يعنى مقام والاى امامت به ستمگران نمى‏رسد پس امامت در على (عليه السلام) منحصر مى‏شود.

دليل يازدهم: قرآن فرموده: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ.

كيفيت استدلال: قرآن ما را امر فرموده كه با صادقين باشيم و منظور از صادقين عبارتند از كسانى كه معلوم و مسلم الصدق باشند زيرا كه غير معلوم‏ الصدق بقول مطلق واجب الاتباع نيست و كسى كه صدق از او معلوم و مقطوع باشد غير از معصوم كسى نخواهد بود پس مصاديق بارزه آيه مذكور ائمه (عليهم السلام) هستند.

                        شرح كشف المراد، ص: 440

دليل دوازدهم: قرآن فرموده: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ.

كيفيت استدلال: خداوند در اين آيه ما را امر نموده كه از اولى الامر اطاعت كنيم و هيچ قيد و شرطى هم نگذاشته و كسى كه بقول مطلق و در همه جا واجب الاطاعة باشد غير از معصوم كسى نيست زيرا غير معصوم اولويتى ندارد كه در همه امور قولا و فعلا واجب الاتباع باشد و معصوم هم بالاجماع غير از على (عليه السلام) كسى نبوده پس در على و اولاد معصوم آن حضرت (عليهم السلام) معين مى‏شود.

نکته های ویژه: منابع استدلال عبارتند از: كتاب، سنت، عقل و اجماع ، امّا از اجماع بر امامت نه ما مى‏توانيم استدلال كنيم و نه اهل سنت؛ چون اجماع كلّ امت نه بر خلافت ابى بكر بوده و نه بر امامت بلا فصل على (عليه السلام) ولى از منابع سه‏گانه ديگر بخوبى مى‏توان استفاده كرد كه« خواجه  نصیر الدین طوسى» اين سه دسته ادله را همراه هم ذكر فرموده و مناسبتر رعايت ترتيب ذيل است:

1- استدلال از آيات قرآن بر امامت بلا فصل على (عليه السلام) كه دليل سوّم و دهم و يازدهم و دوازدهم بود و در كتاب ارزنده «كلم الطيب» صد آيه در اين رابطه ذكر شده است.

2- استدلال از سنت متواتر نبوي بر خلافت بلا فصل على (عليه السلام) كه دليل دوّم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم و روايات ديگرى كه ذكر نشد.                       

3- استدلال از حكم عقل كه دليل اوّل و دليل هشتم و نهم بود كه خود بحثى على‏حده و قابل توجه است.

                        شرح كشف المراد، ص: 442

شرح كشف المراد، نويسنده: علي محمدي‏، ناشر: دار الفكر،مكان چاپ: قم‏، سال 1378

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: امامت  لینک ثابت



[سه شنبه 1396-12-01] [ 01:54:00 ب.ظ ]





  منبر فاطمی   ...

 

فاطمه(س) صراط مستقیم است

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه:

یک نفر گفت پل صراط چگونه است، گفتند از مو باریک تر و از شمشیر برنده تر؛ گفت: اصلاً بگو پلی نیست… این در لفظ عامیانه ماست. در تفسیر قمی داریم که پل صراط همان ولایت اهل بیت(سلام الله علیهم) است… علی بن ابی طالب هو الصراط المستقیم، ائمه معصومین  علیهم السلام صراط المستقیم است. و در نماز می خوانیم اهدنا الصراط المستقیم.  فاطمه(س) صراط مستقیم است، فاطمه وسیله تقرب بین خداو مردم است. توبه حضرت آدم اب البشر بااسماء 5 تن پذیرفته شد.  فاطمه(س)  و اجر رسالت؛ فاطمه(س)  و هل أتی؛ فاطمه(س)  درآیه نور وتطهیر.

دریاچه کم کم پرآب می شوند و این از برکت دریاست اگر اب باریکه ای را آن خالق توانا باز نمی کرد رودها هم پر آب و پر برکت نمی شدند. یک دریاچه ای به چاه احساس مباهات و فخر می کرد. چاه گفت آب من از سفره های زیر زمینی و آب باران است و دریاچه گفت: من به منبع بزرگ و عظیمی وصل هستم که هرگز خشک نمی شود وآن دریاست.

آیا محبت و دوستی با حضرت زهرا سلام الله علیها وصل شدن به دریای باعظمت، کبریائی ومنبع نورانی خدای متعال نیست؟

چرا یکی از القاب حضرت زهرا مبارکه است چون ذریه پاک پیامبر صل الله علیه وآله و سلم و نسل حضرت رسول، به حضرت زهرا ختم می شود؛ به همین دلیل سوره کوثر در شأن حضرت زهرا سلام الله علیها نازل شده است و کوثر اعطایی به پیامبر است. برکت به معنی رشد و زیادتی است و مبارک آن چیزی است که از سوی او بسیار به وجود می آید. از عبدالله بن سلیمان نقل شده که می گوید در انجیل درباره حضرت رسول خواندیم که خداوندخطاب به حضرت عیسی علیه السلام چنین می فرماید: آن حضرت زنان متعددی دارد، نسل و ذریه او کم است، نسل او از زن بابرکت و مبارکه ای است که در بهشت خانه ای دارد که درآن خانه ضجه و فریاد و رنج و زحمتی نیست او در آخرالزمان تکفل و سرپرستی خواهد کرد.

خط اتصال و پل ارتباطی ما با خداوند

راستی آیا پیامبر و امامان معصوم در مقابل هدایت انسان ها پولی و مزدی می گرفتند؟ سوره شوری، آیه23.

 «قل لا اسألکم علیه اجراً الا الموده فی القربی» بگو پیامبرم از شما مزدی نمی طلبم مگر حب و مودت نزدیکانم.

پیامبر اکرم(ص) واهل بیت، پل ارتباطی مومنین با خداوند و عامل ارتباط خداو مومنین است. در زمان حیات پیامبر محبت به پیامبر و5تن و درحال حاضر هم 14معصوم هستند که این حلقه وعامل ضامن اجرای تمامی دین و حفاظت همه اصالتها است زیرا مودت عامل حرکت و پایگاه امنی برای انسان است. این مطلب دربرگیرنده آیه »اطیعوالله واطیعو الرسول و اولی الامر» که ضامن تعلیم وپرورش است و همچنین همه ما را سوق می دهد به سمت سوال و تعلیم از اهل ذکر که فرمود «فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لاتعلمون» سوره توبه آیه122. و این محتوا به آیه « الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم واخشون الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی…» بر می گردد که که لزوم اطاعت، پیروی از اولی الامراست.

در بین اولیاء معصومین بخصوص محبت به ساحت مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها بسیار و مورد نظر اولیاء خدا می باشد و دارای آثار اخلاقی و تربیتی وعبور از بسیاری  از مشکلات در آخرت است. «شما را به خدا سوگند می دهم آیا نشنیده اید که رسول خدا (ص) فرمود: فاطمه پاره تن من است و من از اویم وهر که او را بیازارد مرا آزرده؛ خشنودی فاطمه موجب خشنودی من است و خشم و غضب فاطمه خشم و غضب فاطمه، خشم و غضب من است هرکس فاطمه را دوست بدارد مرا دوست داشته و هرکس فاطمه را خشنودکند مرا خشنود ساخته است.

محدثه:

یکی از القاب حضرت زهرا (س) محدثه است؛ «السلام علیک ایتها المحدثه العلیمه» (سلام بر تو ای بانویی که از سوی ملائکه مورد گفتگو قرار گرفتی و صاحب علوم وافر بودی و نتیجه این گفتگوها کتابی بنام مصحف فاطمه(س) است که به گفته امام صادق(ع) تمامی علوم لازم غیبی در آن وجود دارد.

 

شناخت حضرت زهرا(س) در کلام وحی وروایات

شناخت حضرت زهرا در کلام الهی، خداوند متعال حائز اهمیت است. از جابر به عبدالله انصاری نقل شده که پیامبر(ص) فرمودند: خداوند علی(ع) وهمسر و فرزندانش را حجت های خود بر خلق قرار داد و ایشان درب های دانش و حکمت در امت من هستند کسی که به سبب انسان هدایت شود، همانا به راه راست رهنمون گردیده است دوباره جابر از پیامبر روایت می کند.

حافظ سکانی حنفی، شواهد التنزیل، ج1، ص58.

جابر در جای دیگر می گوید پیامبر(ص) فرمود: به وجود خورشید هدایت شوید، وچون خورشید غروب نمود، به سبب ماه راه یابید، وچون ماه از دیده ها پنهان شده، زهره را رهنما قرار دهید و چون زهره افول کرد به سبب فرقدان به سر منزل مقصود آیید؛ پرسیده شد: ای فرستاده خدا مراد از خورشید و ماه و زهره و فرقدان چیست؟ حضرت فرمودند: خورشید من هستم و ماه حضرت علی علیه السلام زهره حضرت فاطمه سلام الله علیها و فرقدان حضرات حسنین(علیه السلام) هستند که درود خداوند برآنان باد.

1-«فَتَلَقّی آدَمَ مِن رَبّهِ کلماتِ فَتابَ عَلَیه اِنّهُ هُو التواب الرحیم»                                                                                              سوره بقره آیه 37.

حضرت آدم از پروردگارش کلماتی چند بیاموخت، پس خداوند توبه او را پذیرفت زیرا او توبه پذیرو مهربان است. ابن نجار از ابن عباس روایت می کند: از رسول خدا پرسیدم از کلماتی که حضرت آدم آن را آموخت و در نتیجه پروردگار توبه او راپذیرفت چه بود؟حضرت فرمودند: آن کلمات محمد(ص) و علی(ع) و فاطمه(س)  و حسن و حسین علیهم السلام بودند که چون حضرت آدم آن را بر زبان آورد، خداوند توبه او را پذیرفت.

2-«اَلَم تَرَ کَیفَ ضَرَبَ اللهُ مَثلاً کَلمهٌ طَیَّبهً کَشَجَرَهٍ طَیَّبَهٍ اَصلُها ثابِتُ وَفَرعُها فی السماءِ»                                         سوره ابراهیم آیه 24.

(آیا ندیدی خداوند چگونه به کلمه ای پاک مثل زده است؟) گفتار پاکیزه اعتقاد درست و ایمان راستین را همگون درختی پاکیزه که ریشه اش پا برجاست و شاخه اش سر برآسمان دارد. از رسول خدا نقل شده که فرمود: «اَنا شَجَرَهٌ وَفاطِمَهُ فَرعُها وَعَلیُّ لِقاحُها وَ حَسَنٌ وَحُسینٌ ثَمَرُه ها و مُحبّیهم مِن اُمَّتی اَو راقُها ثُمَّ قالَ هُم فی جَنَّهِ عَدنِ والذی بَعَثَنی بِالحَقَّ»                                   شواهد التنزیل، ص12.

(من درخت هستم وفاطمه(س)، شاخه ی آن وعلی(ع) بارور کننده اش و حسن و حسین(علیهم السلام)، میوه های آن و دوستان آنها ازمیان امت من، برگهایش هستند آنگاه افزودند: هستم به کسی که مرا به حق برانگیخت، ایشان در بهشت جای دارند.

3- «اِنّا انزلناهُ فی لیلهِ مُبارکَهِ اِنا کُنّا مُنذرین فیها یُفرَقَ کُلُّ اَمرٍ حَکیم.» سوره دخان، آیه 3و4.

(ما آن را شبی مبارک نازل کردیم. مابیم دهنده بودیم در آن شب هر امر حکیم متمایز می گردد.)

امام موسی کاظم علیه السلام در مورد تفسیر این آیه پرسیده شد حضرت فرمودند آن شب، فاطمه سلام الله علیها است و اما فرموده خداوند، در آن تمام امورمحکم متمایز می گردند، می گوید از آن بانو خیرکثیری سر می زند، که مردی فرزانه و مردی فرزانه است. منظور ائمه هستند.

4- «اِنّا انزلناهُ فی لیلهِ القدر…»                                                                                                                               سوره مبارکه قدر آیه1

علامه مجلسی از امام صادق علیه السلام نقل می کند: مقصود از شب، فاطمه زهرا(س)، و مقصود از قدر، خداوند است. پس هرکس فاطمه(س) را درست بشناسد، قطعاً شب قدر را درک کرده است و همانا او فاطمه(س) نامیده، زیرا خلایق از شناختنش درمانده شده اند.

5- «قُل لا اَساُلُکُم علیه اَجراً الا المَوَدَّهَ فی القُربی»                                                                                        سوره شوری، آیه23.

اهل سنت نقل کرده اند که این آیه که نازل شد از پیامبر پرسیدند، خویشاوندان نزدیک توچه کسانی هستند که مودّت آنها برما واجب است فرمود: علی(ع) وفاطمه(س) و حسن و حسین(علیهم السلام) مانند این حدیث بیش 22نفر از صحابه و تابعین نقل کرده اند.

 اجر و مزد رسالت پیامبردر آیات

1. آیاتی که اجر و مزد پیامبر به عهده خداست؛ «و ما  اسالکم علیه من اجر اِن اَجری الاعلی رب العالمین»       سوره شعرا، آیه109.

2. از برخی آیات بر می آید بازگشت مزد نیز به خود مردم است. «قُل ما سالتکم من اجر فهو لکم » سوره سبا آیه 47.

(بگو هر اجر و پاداش از شما خواسته ام برای خود شماست.)

3. نوع سوم آیه ای است که در آن، اجر و مزد رسالت پیامبر را راهی به سوی خدا معرفی کرده است. «قُل ما اَساَلُکُم عَلَیه مِن اَجرٍ اِلَّا مَن شَآءَ اَن یَتَّخِذَ إلی رَبِّهِ سَبِیلاً»                                                                                       سوره مبارکه فرقان ، آیه57.

( بگو من در برابر آن هیچ پاداش از شما نمی خواهم جز این که کسی بخواهد راهی به سوی پروردگارش بر گزیند.)

نتیجه: در آیه مودت به اجر و مزد، چیزی که سودش به خود مردم باز می گردد.

6- «انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً»                                               سوره مبارکه احزاب، آیه 33.

(جز این نیست که خداوند می خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک کند.)

بیش از 127  نفر از علمای بزرگ اهل سنت، روایات نزول این آیه را در شأن اصحاب کساء نقل کرده اند تزمذی، احمد حنبل، نسائی، طبرانی، حاکم نیشابوری، بیش از 12نفر از صحابه حدیث کساء را در تفسیر مصداق نقل کرده اند. (امام حسن(ع)، عایشه، ام سلمه، عبدالله بن عباس، انس بن مالک، سعدبن ابی وقاص)

فاطمه زهرا در آیینه ادعیه و زیارات

1. صلوات بر فاطمه زهرا سلام الله علیها

رسول خدا به فاطمه فرمود: ای فاطمه، هرکس برتو درود فرستند، خدا او را آمرزیده و در هر جای بهشت که باشم، به من ملحق می کند. از آیه الله مولی علی معصومی نقل شده جهت توسل به حضرت زهرا 530 مرتبه: «اللهم صل علی فاطمه وابیها و بعلها و بنیها، وبعدد ما احاطه به علمک» بگویید.

(پروردگارا بر فاطمه و پدرش و شوهرش و فرزندانش درود بفرست به اندازه آنچه دانش تو بر آن احاطه دارد.)

 

آگاهی فاطمه بر همه چیز

حارثه بن قُدامه از سلمان فارسی روایت می کند که عمار یاسر به من گفت: آیا تو را از واقعه ای عجیب آگاه سازم؟ گفتم بگو گفت: دیدم امام علی علیه السلام بر فاطمه سلام الله علیهاو آلها واردشد، حضرت فرمود: نزدیک شوید تا تو را از آنچه که بود و هست تا روز قیامت آگاه کنم عمار می گوید: امیر المومنین(ع) دیدم که بر پیامبر(ص) وارد شد آن حضرت به امام علی سلام الله علیه و آله فرمودند: ای اباالحسن نزدیک بیا، هنگامی که امام آرام گرفت پیامبر فرمودند: آیا تو برایم حدیث می گویی یامن برایت حدیث گویم. امام فرمود: حدیث شنیدن از شما بهتر است. آنگاه پیامبر(ص) فرمود: گویا تو را می بینم که بر فاطمه(س) وارد شده ای و او چنین و چنان گفت؛ علی(ع)  فرمود: آیا نور فاطمه(س)  از نورماست؟ پیامبر خدا(ص) فرمود: مگر نمی دانی؛ علی(ع) سجده شکر انجام دادند.

آنگاه امام علی(ع) بر فاطمه(س)  داخل شد، فاطمه زهرا(س)  فرمود: گویا از نزد پدرم باز می گردید آیا می خواهید شما را بر آنچه فرموده خبر دهم؟ ای اباالحسن بدان خداوند متعال نور مرا آفرید… آن نور سرگرم تسبیح و تقدیس حضرت حق بود پس آن نور را در درختی از درختان بهشت به امانت گذاشت که آن درخت پرتوافشان شد. چون پدرم داخل بهشت شد. خداوند از طریق الهام به او وحی نمود که میوه ای از آن چیده و تناول کند. چون چنین نمود خداوند نورم را در صلب او به امانت نهاد، و از آن پس در رحم خدیجه دختر خویلد به امانت نهاده شد. تا اینکه خدیجه مرا بر زمین نهاد، من آن نورم؛ من از آنچه بود و خواهد بود آگاهم. ای اباالحسن! مومن با نورخدای تعالی نظر می کند.                                                                               عوالم العلوم و المعارف، ج11، ص56.

 

کیفر سبک شمردن نمازاز دیدگاه حضرت زهرا(س)

فاطمه سلام الله علیها به پیامبر (ص) فرمود:  ای پدر کیفر کسانی که نمازشان سستی می کنند چیست؟ فرمود: ای فاطمه(س)  کسی که نماز را سبک بشمرد خداوند او را به پانزده خصلت مبتلا می کنند. شش تای آن مربوط به دنیا، سه تا به هنگام مرگ، سه تا قبر و سه تا روز قیامت، زمان  خروج از قبر مربوط است. اما آنچه در این دنیا به او می رسد، خداوند برکت را از عمرش می ستاند، رزق و روزی اش را بی برکت می گرداند. سیمای افراد صالح را از چهره اش می گیرد، هر کار شایسته ای که انجام می دهد اجر و پاداشی برایش محسوب نمی دارد دعایش را به آسمان بالا نمی برد و برای او بهره ای از دعای صالحان نیست.

 اما درهنگام مرگ اول در حال ذلت و خواری می میرد. دوم در حالی دار فانی را وداع می گوید سوم تشنه از این سرا رخت بر می بندد، به گونه ای که ا گر از رودهای دنیا بنوشد سیراب نمی شود. اما بلاها در قبر اینکه خدا فرشته ای برای آزار و اذیت او در قبر می گمارد دوم قبر رابر او تنگ می گرداند وسوم تاریکی قبرش را فرا می گیرد.

واما گرفتاری هایی که در روز قیامت، زمانی که از قبر خارج می شود، با آنان همراه می گردد اول خدا ملکی را مامور می کند تا او را جلوی دید مردم به روی زمین بکشد ودوم هنگام حسابرسی به شدت از او حساب می گیرد و سوم خداوند نگاهی که نشانه رحمت است به او نمی اندازد و او را پاک نمی گرداند و عذاب دردناکی.                                                         مستدرک الوسائل، ج5، ص171و172.

فاطمه (س)  کیست؟                                     

چهل شب خودسازی پیامبر(ص) برای پدیدار شدن نور فاطمه؛ پیامبر (ص) برای پدیدار شدن نورفاطمه(س)  یک اربعین روزه دار وعبادت کرد. روزه پیامبر (ص) باعلی(ع) وعده ای از اصحاب از جمله یاسر، حمزه و عباس نشسته بودند جبرئیل به صورت اصلی خود نازل شد و گفت: ای محمد(ص) خداوند به شما سلام رسانده و می فرماید: بایدچهل روز روزه بگیری وازخدیجه کناره بگیرید. آن حضرت به خانه نرفت و شب تا صبح به عبادت و برای رفع دلتنگی همسرش خدیجه به عمار گفت برو خانه و به خدیجه بگو که این که تو را ترک کردم از روی بی مهری نیست بلکه به دستورپروردگار است نگران نباش که شما در نیکی برتری داری و زن شایسته ایی هستی، خداوند تعالی روزی چند بار به تو بر ملائکه افتخار می کند و هر شب درخانه را ببند و در بستر بیاسای.

در روزچهلم، میکائیل طبقی را که با دستمال از حریر بهشتی روی آن کشیده شده بود آمد که پیامبر(ص) افطار کند یک خوشه ا نگور، خرما و جامی از آب. بعد از صرف افطار، جبرائیل آب بر دست پیامبر(ص) میکائیل دست ایشان را شست و اسرافیل دست حضرتش را با دستمال خشک کرد.

 

نتیجه گیری:

فاطمه(س) صراط مستقیم است، فاطمه وسیله تقرب بین خداو مردم است. به فرموده امام موسی کاظم(ع) مقصود از شب قدر، فاطمه(س) است؛ شناخت آن حضرت وپیروی از سیره عملی آنان، ره گشای سعادت دنیوی واخروی برای همه بشریت است. اطاعت از اهل بیت فرازمانی وفرامکانی نیست بلکه این مودت واطاعت پذیری در هر زمان ومکانی ضامن بقای اسلام است.

 

فاطمه یعنی ستون اهل بیت                فاطمه یعنی بتون اهل بیت

فاطمه یعنی مخاطب با خدا                فاطمه یعنی تمام عشق و شور

فاطمه یعنی حدیث حق نور               فاطمه یعنی تجلی های نور

فاطمه یعنی عصای اهل بیت              فاطمه یعنی عطای اهل بیت

مهرورزی ومهربانی پیشه اش             عشق درّی تنش در شیشه اش

سینه بی مهر زهرا برزخ است             چشم بی اشک زهرا دوزخ است

ماگوشه نشینان غم فاطمه ایم

محتاج عطا و کرم فاطمه ایم

عمریست که از داغ غمش سوخته ایم

دلسوخته ی عمر کم فاطمه ایم

 

آخرین دعاهای فاطمه و مهر او بر امت اسلامی

اسماء همسر جعفر طیار نقل می کند در ساعت های پایان عمر حضرت زهرا(س) در حق شیعیان دعا می کرد ومی فرمود: پروردگارا! بزرگوارا! به حق پیامبرانی که آنان را برگزیدی و به گربه های حسنین(سلام الله علیهم در فراق من، از تو می خواهم گناهکاران شیعیان من و شیعیان فرزندان مرا ببخشایی.

ماجرای در چه بود؟

«فی بیوت اُذِنَ اللهُ اَن یَرفَعَ ویُذکَرَ فیها اِسمُهُ» سوره نور آیه 36.

(در خانه هایی که خداوند اذن داده رفعت یابید و یاد خدا درآن برده شود. )

خانه زهرا : 1. مدرسه برای آموزش فرزندان وتربیت  2. دارالتعلیم برای زنان مدینه برای پاسخگویی به سوالات شرعی واعتقادی 3. دارالحکمه برای اصحاب خاص پیامبر(ص) 4. معبدی برای عبادت و محراب  5. مهمان خانه  ای برای پذیرای از مستمندان و مهمانان 6. کارخانه ای برای کار و تلاش، ریسندگی و بافندگی

قتلگاه محسن فاطمه(س):  امام صادق علیه السلام هیچ روزی همچون روز محنت و اندوه مادر کربلا نیست هرجند روزسقیفه و سوزاندن درخانه امام علی علیه السلام و زهرا سلام الله علیها و کشتن محسن با ضرب لگد بزرگتر و وحشتناک تر و تلخ تر است زیرا آن روز اصل و ریشه روز عذاب است.

آخرین لحظات فاطمه

اسماء بنت عمیس می گوید: هنگامی که فاطمه (س)  به حال احتضار افتاد به من گفت هنگامی که جبرئیل در ساعت رحلت پیامبر(ص) آمد مقداری کافور از بهشت آورد. پیامبر(ص)  آن را سه قسمت کرده یک قسم آن برای خودش برداشت و یک قسم برای علی(ع) ویک قسم باقی مانده برای من است. ای اسما آن را بیاور و کنار سروم بگذار این را گفت و جامه اش به سرش کشید و فرمود: اندکی صبر کن و در انتظار من باش، پس مرا صدا بزن، ا گر جواب تو را ندادم بدان که به پدرم ملحق شده ام؛ اسماء اندکی صبر کرد، پس فاطمه(س)  را صدا زد جوابی نشنید صدا زد. ای دختر محمد (ص)، ای دختر بهترین انسانها، ای دختر برترین کسی که بر روی زمین راه می رفت، ای دختر کسی که  در شب معراج به جایگاه خاص قرب الهی رسید، باز جواب نشنید؛ اسماء روپوش را کنار زد ناگاه دریافت که فاطمه(س)  به لقاء الله پیوسته است… آی آی مادرم مادرم مادرم

 

وداع فرزندان فاطمه (س)

در روایت آمده علی علیه السلام فرمود: مشغول غسل دادن فاطمه سلام الله علیها شدم او را درون پیراهن، بی آنکه از آن بیرون آورم غسل دادم، به خدا سوگند فاطمه پاک و پاکیزه بود. پس از باقیمانده حنوط رسول خدا صلی الله علیه  و آله و سلم او را حنوط کردم و کفن پوشاندم. وقتی که خواستم بندهای کفن را ببندم، صدا زدم ای زینب، ای حسن ای حسین بیاییداز دیدار مادرتان توشه برگیرید. اینک وقت فراق است حسن و حسین با ناله نزد مادرآمدند و گفتند واحسرتا الاسطفی ابداً مِن فَقدِ جَدِّنا محمد المصطفی و اُمُّنا فاطمه الزهرا

آه چه شعله ی حسرت و اندوهی که هرگز خاموش شدنی نیست، برای فقدان جدمان محمد مصطفی(ص) و مادرمان فاطمه(س). ای مادر حسن  و حسین وقتی که با جدمان ملاقات کردی، سلام ما را به او برسان و بگو، بعد از تو در دنیا نیست ماندیم. در این هنگام حادثه ای عجیب پیش آمد از زبان امیرالمومنین، من خدا را گواه می گیرم که فاطمه ناله جانگاه کشید و دستهای خود را باز کرد و فرزندانش را مدتی به سینه چسپاند ناگاه شنیدم هاتفی در آسمان صدا زد ای علی(ع) حسن و حسین را از سینه مادرشان بلند کن که سوگند به خدا فرشتگان آسمان هم به گریه انداختند.

نتیجه گیری:

محبت ومودت  به فاطمه زهرا(س) واهل بیت عصمت وطهارت، دربرگیرنده آیه «اطیعوالله واطیعو الرسول و اولی الامر» که ضامن تعلیم وپرورش است و همچنین همه ما را سوق می دهد به سمت سوال و تعلیم از اهل ذکر که فرمود «فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لاتعلمون» سوره توبه آیه122. و این محتوا به آیه « الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم واخشون الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی…» بر می گردد که که لزوم اطاعت و پیروی از اولی الامراست.

بریز آب روان اسما، ولی آهسته آهسته 
به جسم اطهر زهرا ولی آهسته آهسته 
بریز آب روان تا من، بشویم مخفی از دشمن 
تنش از زیر پیراهن، ولی آهسته آهسته 
ببین بشکسته پهلویش، سیه گردیده بازویش 
تو خود ریز آب بر رویش، ولی آهسته آهسته 
همه خواب و علی بیدار، سرش بنهاده بر دیوار 
بگرید از فراق یار، ولی آهسته آهسته 
حسن ای نورچشمانم حسین ای راحت جانم 
بنالید ای عزیزانم، ولی آهسته آهسته 
بیا ای دخترم زینب به پیش مادرت امشب 
بخوان او را به تاب و تب، ولی آهسته آهسته 
روم شب ها سراغ او، به قبر بی چراغ او 
کنم زاری ز داغ او، ولی آهسته آهسته

 

منابع ومأخذ:

1-فرهنگ فاطمه: الفبای شخصیتی حضرت زهرا ،مهدی نیلی پور

2-حضرت فاطمه زهرا(س) از ولادت تاشهادت، مجید نیلی پور

3-اصول مداحی ومصائب ومدایح آل محمد(ص)، اعظم السادات ناصری نژاد

 

          

منابع ومأخذ:

1-فرهنگ فاطمه: الفبای شخصیتی حضرت زهرا ،مهدی نیلی پور

2-حضرت فاطمه زهرا(س) از ولادت تاشهادت، مجید نیلی پور

3-اصول مداحی ومصائب ومدایح آل محمد(ص)، اعظم السادات ناصری نژاد     

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فاطمیه  لینک ثابت



 [ 01:53:00 ب.ظ ]





  پیام تسلیت رهبرانقلاب در پی سقوط هواپیمای مسافربری   ...

پیام تسلیت رهبرانقلاب در پی سقوط هواپیمای مسافربری:سانحه‌ مصیبت بار سقوط هواپیمای مسافربری دلها را لبریز از اندوه و تأسف کرد. اینجانب مراتب تأثر و همدردی صمیمانه‌ خود را با خانواده ‌های داغدار ابراز میدارم و مغفرت الهی برای جان باختگان از خداوند مسألت میکنم. مسئولان لازم است همه‌ تلاش و همکاری خود را برای اقدامهای لازم در این مورد بکار برند و امکان تکریم و تشییع پیکرهای آنان را فراهم سازند.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: رهبری, حوادث  لینک ثابت



[یکشنبه 1396-11-29] [ 03:21:00 ب.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

 
 
خدا را شاکرم که توفیق طلبگی به بنده حقیر عنایت فرموده. ... امیدوارم حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف دستگیرم در انجام رسالت طلبگی باشد و پیش حضرتش سر بلند شوم...
 
 
شهادت حضرت زهرا (س)